خرید بک لینک

خسته ام جانا از این زندان که نامش زندگی است…!

پس قشنگی های دنیا دست کیست…؟

باختم درعشق اما باختن تقدیر نیست..،

ساختم با درد تنهائی مگر تقدیر چیست…؟

دل ناله کند از من، من ناله کنم از دل، یا رب تو قضاوت کن ! دیوانه منم یادل؟

برچسب: خسته ام جانا از این زندان,خسته ام جانا, نویسنده: سام جعفری تاريخ: پنجشنبه 4 آذر 1395 ساعت: 4:13

کار شاقی نکردهام،
فقط به زانو در نیامدم
فقط تاریکی را از تکلمِ بیهودگی بازداشتهام.
دشوار نیست
شما هم بگویید نور!
بگویید امید!
بگویید عشق!
آدمی چیزی شبیه بوی خوش باران است.

برچسب: بوی خوش باران,بوی باران خوش به حال روزگار, نویسنده: سام جعفری تاريخ: پنجشنبه 4 آذر 1395 ساعت: 4:13

صفحه بندی